تبليغاتX
اغشتاشگر.آشوب طلپ.معترض

از چه می ترسند(در باب عدالت گمشده)

عدالت تبدیل به مضحک ترین حرف در این مملکت شده است. مدعیات اسلام و حق و ازادی و برابری عدالت و راستی و درستی و که نعره­های دروغین­شان گوش فلک را کر کرده است. آیا مبارزه با دروغ و فساد و خیانت و دشمنی بکارگیری دروغ و فساد و خیانت و دشمنی است. برای مبارزه با سرچشمه شر خود شری عظیم شده­اند. در طول 5 ماه صدا وسیمای مملکت هرگونه فحش و ناسزا دروغ و تهمت و افترا که در توان داشت به معترضان حواله کرد.

قوه قضاییه به نمایندگی حکومت انچنان با نخوت و بی شرمی دادگاه های سراسر غیر قانونی را از طریق صدا وسیما خائن کشور نشان داد که گویی حق مطلق انها هستندد و شر مطلق دیگران. اگر بنا به نشان دادن دادگاه هاست پس چرا دادگاه بهزاد نبوی را پخش نکردید پس چرا ان دادگاه غیر علنی است. پس چرا دفاعیات بهزاد نبوی نباید جایی درز کند. از چه می­ترسند این ترسوهای  .... . 5 ماه هر چه خواستند گفتند ایا حتی یک بار اجازه دادند یک نفر بیاید و دلایل ادعای تقللب را مطرح کند در صداوسیما ی دروغین ایران فقط فحش شنیدیم و فحش. سانسور و دروغ را هم باید اضافه کرد. اگر ریگی در کفششان نیست پس از چه می­ترسند.

/*]]-->
نويسنده عماد _ سه شنبه 1388/09/03 |

فاتحه رسانه ملی را باید خواند

رسانه ملي ما كارش تمام است.اگر مهران مديري يا حسين سهيلي زاده ها چند وقت يكبار يه سريال نسازند ديگر بايد كركره صداوسيما را پائين كشيد.شبكه اي مثل فارسي 1 با يك دوبله افتضاح در سطح جامعه گوي سبقت را از صداوسيما با بودجه هاي هنگفت­ربوده!
2
تا ايراد داره صداوسيما كه باعث مي شود به اين حال و روز بيافتد .2 ايرادي كه رسانه هاي غربي ندارند.
1-
مصلحت سنجي.يعني بسياري از اخبار بايد سانسور بسود تا نكند مردم تحريك شوند ويا آرامش جامعه به هم بريزد.
2-
صداوسيما مخاطب خود را توده مردم كم وبي مطالعه قرار داده است.يعني براي اين قشر خبر پخش مي كند.
براي جوان نسل امروز شبكه بي بي سي فارسي به مراتب قابل قبول تر است تا صداسيماي به اصطلاح ملي.
من كه خودم انتخابم شبكه بي بي سي فارسي هست دوستان ديگر را نمي دانم.بنده با ديدن شبكه بي بي سي فارسي احساس خوبي دارم.حداقل در ظاهر بي طرفي را رعايت مي كند.سانسورش 10 ها بار كمتر از صداوسيماست.به شعور مخاطب تحصيلكرده احترام مي گذارد.ومسائل ديگر.بنده به عنوان يك بچه مذهبي شش دانگ انتخابم بي بي سي فارسي با 7 ساعت برنامه در روز است 

3. تبدیل شدن به تریبون یک حزب و جریان خاص و نادیده گرفتن خواسته ها و اعتراضات گروه ها و طیف های سیاسی دیگر.

نويسنده عماد _ سه شنبه 1388/08/26 |

سخنی با  بسیج و سپاه و ترسو های لباس شخصی

 دوستان بسیجی، برادران همیشه در صحنه سپاه و لباس شخصی، حکومت های دیگر تحملشون بسیار بیشتر از اون چیزیه که شما دارید. اگر فکر می کنید بسیج و سپاه امریکا و اروپا هم از نوع وحشیانه اش  برخورد می کنند به دلیل اعتماد بیش از حد شما به صدا و سیمای غیر ملی (بخوانید حکومتی) ایرانه. اون آقایونی که در کشور های دیگر از رسانه غیر ملی پخش می شود و می بینیم که پلیس باهاشون برخورد می کنه قطعا عمل مجرمانه­ای انجام می دهند مثل حمله به پلیس با اسلحه سرد یا خسارت زدن به اموال مردم. نه اینکه وسط خیابون الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور یا مثلا یا حسین میر حسین بگه و یه نیروی غیر رسمی بدون یونیفرم باتون و چماق رو رو فرق سرش فرود بیاره. برای مثال "مایکل مور" رو میشه نام برد یا مثلا "نوام چامسکی" .

نمی دونم شما فیلم "فارنهایت 11/9" رو دیدین یا نه. تصور کنید شخصی تو ایران چنین فیلمی برای شخص اول مملکت بسازه بعد هم در کمال خونسردی جایزه اسکارش رو هم بگیره، تو روزنامه های داخلی هم مصاحبه کنه، تو آمریکا هم از تمام حقوق قانونی برخوردار بشه و شب هم با خیال راحت نون بگیره بره خونه پیش زن و بچه اش. اون شخص اول هم با تمام نفرتی که ازش داره حتی نتونه یه فوت تو چشمش بکنه. 22 خرداد به بعد یک اتشی روشن شد که می تونست با آب خاموش بشود ولی حکومت و بعضی ها با نفت ان اتش را شعله ور تر کردند.

نويسنده عماد _ یکشنبه 1388/08/17 |


سیزده آبان چه خبر 

اینجانب چون در حال حاضر تهران نیستم و دسترسی هم به هیچ وسیله ارتباط جمعی ندارم ( تلویزیون دارم ولی اصولا رسانه ملی  هیچ ربطی به ایران و اتفاقات درون ان ندارد و معمولا از مریخ و سیارات هم جوار ان برنامه و خبر پخش می کند) لذا خواهشمند ام اگر هرگونه خبر و اطلاعی از حوادث دیروز دارید ما را از ان بی نصیب نفر مائید.  مطمئن باشید این کار باعث تسلی دورافتادگان خواهد شد   با تشکر

نويسنده عماد _ پنجشنبه 1388/08/14 |
 

سخنی با جناب آقای رحیم پور پر مدعا

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 جناب آقایی رحیم پور می دانید مشکل کجاست ؟ مشکل اصلی ما عدم پذیرش نقد صریح و فکر جدید است. متاسفانه تکامل و دگرگونی  فرهنگی و اجتماعی و فلسفی  در کشور ما مرده  و به جای ان جزم اندیشی مرگ باری بر پیکره جامعه ای متفکر ما سا یه افکنده است.در غرب اکثریت، اعم از فیلسوف و جامعه شناس و سیاست مدار و ادیب به هیچ گونه ایین و نحله و مکتب و دیدگاهی ارداتی ندارند و دست دوستی با هیچ متفکری ندادهاند. هم قابلیت پذیرش نقد  و هم ظرفیت تغییر تفکر و پذیرش رویکرد نوین و نگاه جدید در انجا در سطح قابل اعتنایی بالا است  و به همین دلیل است که پیشرفت و تکامل فکری و پیدایش مکاتب و عقاید و مبانی فکری جدید در ان وادی  به سرعت شکل می گیرد به راحتی با دیدگاهی نوین کنار می ایند. اما  وقتی مکتب و تفکری در بین متفکرین ما پذیرفته می شود، نقد و اظهار نظر و اصولا تجزیه و تحلیل در باره ان بسیار مشکل می شود وبه ندرت کسی شجاعت این کار پیدا می کند تا در حوزه نقد اثار مقبول جامعه و حکومت قدم بردارد.

 در اینجا یا تجلیل وجود دارد و یا تخریب. ساحتی به نام تجزیه و تحلیل بسیار کم و سطحی شکل می گیرد. و این به جد درد  هم جامعه روشنفکری و هم جامعه سنت گرای ما می باشد. در دانشگاه وبر و هایدگر و پوپر و وینگنشتاین و.. خدایی می کنند و در حوزه ارسطو و ابن عربی و ملاصدرا. به نظر بنده حوزه علمیه بسیار بیشتر دچار بیماری ترجمه پرستی و تقلید پذیری شده است وقتی بت انها ارسطوی 2500 ساله و ابن عربی700 ساله و ملاصداری 400 ساله است دیگر ایراد گرفتن از روشنفکران ما که دست به دامن متفکران یکی دو قرن اخیر شدهاند بی فایده است.حکومت برای مقابله با انچه با ان مخالف است چه کرده. ایا به بند کشیدن کسی مثل سعید حجاریان به عنوان تئورسین تجدید نظر طلبی در ایران و پخش اعترفات او از رسانه های حکومت مشکل ترجمه پذیری و نقد ناپذیری را حل می کند. جناب آقای ازغدی بهتر نیست نقد پذیری را اول از خود و دوستانتان به عنوان سردمداران حکومت شروع کنید تا بتوانید به عنوان الگو و پایه گذار نقد پذیری و تحلیل به جای تخریب و تجلیل باشید.

نويسنده عماد _ سه شنبه 1388/08/05 |
 

هنوز هم از چیز موسوی می ترسند

جواد امام داستانی در مورد ترس بازجو از چیز موسوی در زندان اوین نقل می کند.

در دوران بازجویی خانواده جواد امام کتاب "چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد"نوشته ی "اسپنسر جانسون" را برای مطالعه در زندان به او می دهند. آقای امام در ملاقات بعدی به خانواده میگوید که این کتابی که آوردید و به من دادید اینجا برای من دردسر شده! خانواده چیزی از موضوع نفهمیدند و جواد امام هم اون روز توضیح بیشتری نداد.تا وقتی که آزاد شد و در منزل به خانواده گفت که بازجو چند روز اونرو تحت فشار قرار داده و می گفته "پنیر" به انگلیسی یعنی "چیز" وخانواده تو با کتاب "چه کسی پنیر من را جا به جا کرد" می خواستند به کلمه ی "چیز" که تکه کلام موسوی هست اشاره کنند و یک پیغامی به توبدهند. جواد امام تعریف کرد که چند روز تحت فشار بوده تا بگوید که چه پیغامی رو با اسم این کتاب به او دادند!بعد از مناظره سبورچیان و موسوی و بعد از چیز گفتنهای موسوی، این چیز رفت توی دهن طرفدارای احمدی نژاد و همانجا موند. چیز هنوزهم توی دهنشونه و مثل ...از این کلمه می ترسند. به قول یکی ازدوستان وقتی "چیز" موسوی اینقدر برای این ها ترسناکه، ببین خودموسوی چقدر ترسناکه.

نويسنده عماد _ سه شنبه 1388/07/28 |
 

توضیحی در مورد جایزه نوبل اوباما

 

.... مجلس شورای اسلامی تجلیلی که در دادن جایزه نوبل به رئیس جمهور آمریکا صورت گرفت را از نوع جنگ نرم خواند و گفت آنها می خواهند از این طریق راه را برای سلطه خود هموار سازند.

این سوال پیش می اید که اگر قرار بود چایزه را به اوباما ندهند چه فرد دیگری صلاحیت دریافت این جایزه را داشت. اصلا مقامات ایرانی انتظار داشتند جایزه به چه کسی تعلق بگیرد. اگر اوباما نه پس چه کسی؟  حتما منتظر بودند مسئولین نوبل، جایزه نوبل را به دکتر احمدی نژاد به خاطر یک عمر زحماتش در صلح ودوستی اهدا کنند. جدا لایق تر از احمدی نژاد برای این جایزه در این کره پیدا نمی شود. همانگونه که در جریان انتخابات مشاهده فرمودید ایشان با تدبیر فوق بشری که داشتند توانستند تمام مسائل مربوط به انتخابات را به بهترین شکل ممکن در کمال اشتیاق  و ارامش حل و فصل نمایند.یا مقامات زندان کهریزک به شدت صلاحیت دریافت صلح نوبل را داشتند زیرا خیلی با محبت دوستانه به اغتشاشگران فهماندند که کارشان خیلی بد و بی ادبانه بوده است. و با این کمک بسیار زیادی در جهت و صلح و ارامش کردند. البته شخصیت های دیگری هم مثل مشائی بودند که می توانستند این جایزه را دریافت نمایند. ایشان در جایی فرمودند دوره اسلام گرایی به سر رسیده است و با این جمله دوستی و مودت را بین ادیان وفرق دیگر خواستار شدند. ولی با متاسفانه این جایزه به ادم نالایقی مثل اوباما داده شد. تا مردم بفهمند که این جهان بی عدالتی و ظلم و ستم غرق شده است.

نويسنده عماد _ سه شنبه 1388/07/21 |
 

یکی از دوستان بی ادب در وبلاگش تذکره ای در مورد جناب اقای موسوی اورده است. بنده علیرغم میل باطنی ام جوابیه ای برای ایشان نوشته ام.

ولادت بی سعادت قطب عالم  توهم، یگانه منجی بیگانگان، مولای متقلبان و مفسدان، سردار مخملیان، امید مرفهین بی درد، نماد اسلام ناب آمریکایی، حامی قانون شکنان و صداقت ستیزان، میرحسین موسوی به جامعه بشری تسلیت باد.

جوابیه:

وجود بی وجود قطب عالم دروغ و تزریر و فریب، یگانه منجی رژیم صهیونیستی، مولای متقلبان و مفسدان( جدا این جمله بیشتر برازنده دکتر است تا مهندس)، ، امید ساده لوحان زود باور و مفسدان فی الارض، نماد اسلام ناب مرتجعین،پیروی خط مستکبرین و ظالمین، حامی قانون شکنان و صداقت ستیزان(اینهم بسیار برازنده دکتر است) سردار دولت کودتاچیان دکتر احمد سبورچیان را به کل عالم خلقت تسلیت عرض می نمایید.

نويسنده عماد _ پنجشنبه 1388/07/16 |
 

اگر عدالت بود

اگر آزادی بود،
اگر اصل 27 قانون اساسی اجرا میشد،(کلا اگر قانون رعایت می شد)
اگر کسی به جرم سبز بودن در خیابان سرخ نمیشد،
اگر صدا و سیمای ما ملی بود،
اگر زبان بسیاری از روزنامه ها شخصیت های سیاسی و فرهنگی بسته نبود،
اگر ترسی از حضور سبزها نبود،
اگر عده ای ساده لوح برای حمایت از نانخوری عده ای دیگر سنگی به سینه نمیزدند،
BBC که بود؟
VOA که بود؟

دشمن اصلی خود ما هستیم

دشمن تراشی بهانه است

نويسنده عماد _ یکشنبه 1388/07/12 |
 

دروغ های احمدی نژاد

نظر یکی از خوانندگان سایت الف در مورد تعدادی از دروغ هایی جناب آقای دکتر احمدی نژاد که به ملت ایران و کل مردم جهان فرموده اند.
1. آقاي احمدي نژاد در مناظره خود اعلام كرد:نرخ تورم 25 درصد بوده الان شده 15 درصد. درصورتيكه نرخ تورم 25 درصد بوده و الان شده بود 23/5 درصد.بنابراين اين جمله كه نرخ تورم:25 درصد بوده والان شده 15 درصد يك دروغ است و هيچ توجيهي نمي تواند آن را اصلاح كند.اگر آقاي احمدي نژاد مي گفت:الان نرخ تورم 15 درصد است گرچه به اتفاق نظر همه كارشناسان و مردم بازهم استفاده ازيك برآورد ديگري از تورم درواقع فريب افكار عمومي است ولي مي توانستيم ماسمالي كنيم و بگوئيم بله ايشان دروغ نگفته ولي متاسفانه ايشان بيان كردند:نرخ تورم 25 درصد بوده الان شده 15 درصد.

2. ايشان مدعي شدند رئيس مجلس خبرگان رهبري نامه اي به يكي از كشورهاي عربي نوشته و در آنجا قول داده اين دولت به زودي سقوط خواهد كرد.اين ادعا يا دروغ است يا راست. اگر دروغ است بنابراين آقاي احمدي نژاد دروغ گو است و نمي توانيد ديگران را از دروغگو خطاب كردن ايشان نهي كنيد.ولي اگر نه ايشان راست گفته براستي ما بايد به نظامي كه رئيس مجلس خبرگانش به دنبال كودتا است اعتماد كنيم؟ايشان بايد ادعاي وجود آن نامه را اثبات كند.

 آ3.قاي احمدي نژاد مدعي شدند هاله نور دروغ است وايشان چنين چيزي را بيان نكردند.دفتر آيت الله جوادي آملي هاله نور را تاييد كرد وفيلم هم به روشني اين مطلب را نشان مي دهد.حال كه رئيس جمهور مدعي است هاله نور دروغ است در حاليكه حقيقت دارد.آيا رئيس جمهور دروغ نگفته است؟

4. اخيرا آقاي احمدي نژاد در مصاحبه با شبكه سي ان ان مدعي شده اند اكثر كشته شده ها از طرفداران دولت بوده اند. حتي اگر ما تمام بسيجيان ونيروهاي امنيتي را كه براي برقراري امنيت(نه براي طرفداري از آقاي احمدي نژاد(  كشته شده اند طرفدار دولت حساب كنيم اين ادعاي آقاي احمدي نژاد حقيقت دارد يا يك دروغ است كه به يك رسانه بين المللي گفته مي شود؟!

چرا در مورد دروغ های احمدی نژاد به همین مواد اکتفا کردید؟ چرا سخنی از هاله نور نگفتید در حال که عکسش را در بالای خبر آورده اید؟ چرا از سخن ایشان در مورد دختری که در زیرزمین خانه شان انرژی هسته ای تولید کرد چیزی نگفتید؟
چرا از دروغ ایشان در مورد چاپ مطلبی علیه همسر محترمشان در روزنامه اعتماد ملی چیزی نگفتید که بعدها مشخص شد نه تنها این روزنامه اعتماد ملی نبوده و اعتماد بوده بلکه مطلب هم توهین آمیز نبوده و در مورد همسر هر چهار کاندیدای انتخایات بوده
چرا از دروغ شاخداری که ایشان در مورد 20 میلیارد تومان هزینه ستاد آقای کروبی برای ارسال پیامک در رسانه ملی گفت حرفی نزدید؟ یعنی ایشان در مورد یک سازمان دولتی و زیر نظر خودش هم اطلاع ندارد که می گوید ستاد آقای کروبی 20 میلیارد تومان به مخابرات داده برای پیامک؟ یعنی ایشان نمیداند با توجه به قیمت پیامک با 20 میلیارد تومان می توان چقدر پیامک ارسال کرد و این کار در ایام تبلیغات اصلا میسر نبود؟
چرا ایشان به عنوان رئیس دولت نهم در صدا و سیما و در پیش انظار عموم چنین دروغی گفت؟ چرا ایشان اعلام کرد که پسر پیغمبر است؟ بعد گفت مادرش سید است؟
دروغ های آقای احمدی نژاد بسیار بیش از این هاست و از حد مبالغه گذشته است.20 میلیارد تومان هزینه ستاد آقاس کروبی و پسر پیغمبر بود مبالغه نیست آقای توکلی...دروغ است.در فرهنگ مسلمانی به این می گویند دروغ و تهمت

نويسنده عماد _ سه شنبه 1388/07/07 |